در سال جديد امروز اولين روزی بود که در محل کار حاضر شدم . همانند سالهای قبل بازهم تنها عده کمی از همکاران حضور داشتند و خب برنامه هم همان ديدار های هميشگی . هرچند ديدار مجدد وتازه شدن آنها از جهات مختلفی پر معنا ست ، اما بارها به اين موضوع فکر کرده ام که چگونه می توان بر غول تعطيلی واوقات ومنابع ارزشمندی که در اين مواقع از دست می رود چيره شد.مشخص است که من هم همانند بسياری نتوانسته ام راه حلی برای اين معضل تاريخی بيابم.فکر می کنم هفته آينده هم که ساير همکاران بيايند باز هم همين وضع تا اواسط هفته ادامه يابد. خدا بخير کند.....
يادداشت های روزانه دکتر محمد کمالی
ديدگاه های من در زمينه مسائل مختلف جامعه
یکشنبه، یازدهم فروردین ماه 1381
جمعه، نهم فروردین ماه 1381
از روز سه شنبه برای يک سفر چند روزه به تبريز رفتم. امروز عصر برگشتم . در اين چند روز توانستم چند منطقه زيبا را در اين استان ببينم.واقعا تاسف می خورم که نتوانسته ام به اينگونه نقاط بروم واقعا فرصت اندک و مشغله کاری در اين سالها اجازه نداد که بتوانم به اين محلها سری بزنم و با ميراث ارزشمند تاريخی و ملی ، مذهبی ايران بيشتر آشنا بشم. البته در ماموريت هائی که رفته ام با توجه به وقت اندکی که داشته ام برخی محلها را ديده ام ولی آنقدر گنجینه ای قوی در کشور وجود دارد که مدتها بايد گشت تا تازه کمی از آنرا ببينی. از جمله اين نقاط که در اين سفر موفق به ديدار آن شدم " کليسای سنت استپانوس" در شهر مرزی جلفا که بسيار ديدنی بود و ارزشمند. بنائی مربوط به بيش از هزار سال پيش در دل کوهها و در دامن رود ارس با حجره هائی برای آموزش روحانيون مسيحی، که برايم بسيار جالب بود. هرچند بنظر می رسد لزوم بازسازی و تسريع در مرمت آن ضروری باشد. آبشاری هم در آنسوی شهر جلفا قرار دارد بنام " آسياب خرابه " که آنهم بسيار ديدنی و محلی مفرح است و زييا هرچند هنوز هوا سرد بود ودرختان به شکوفه ننشسته بودندولی دوستان می گفتند در ماه اردی بهشت و خرداد اين منطقه خيلی زيبا می شود. اميدوارم همه بتوانند از اين ميراث و مناطق زيبا ديدن کنند....
سه شنبه، ششم فروردین ماه 1381
تعدادی از عکس های مراسم ديشب و امروز را در اينجا می توانيد ببينيد . البته بخاطر کيفيت آنها عذر خواهی می کنم اولا اونها رو خودم گرفتم که عکاس نيستم و ادعائی هم ندارم و ثانيا با دوربين وب گرفتم که خب می دونيد برای عکس در شب مناسب نيست.
دوشنبه، پنجم فروردین ماه 1381
به آخرين ساعات عاشورا نزديک می شويم الان در خيابانها هنوز در برخی نقاط شام غريبان برپاست.تقارن عيد امسال با ايام محرم موضوعی برای بحث های مختلفی شده بود و نگرانی های را برای بعضی افراد هم بوجود آورده بود که آيا مراسم سال جاری با همان ابهت سالهای قبل برگزار خواهد شد و آيا حرمت اين ماه پاس داشته خواهد شد يا نه؟ حتی شنيدم در يکی از گروهای بحث Yahoo هم در اين زمينه مباحث فراوانی جريان يافته بود. اما آنچه در اين دو سه روز بخصوص ديشب و امروز در تهران رخ داد بسيار جالب توجه بود .آنچه من شاهد بودم برگزاری مراسمی در خور وبه جرات می توان بگويم با شکوه تر از سالهای قبل بود ، مردم براساس آموخته های خود و با آنچه دردل دارند که خود بيش از هر کسی بدان واقفند، به مساجد ، تکايا وخيابانها آمدند و عزاداری کردند. آنچه امروز رخ داد همانند سالهای قبل بود همه آمده بودند، کسی در خانه نمی ماند ، وقتی اقليت های مذهبی هم در اين روز به گرامی داشت آن برمی خيزند چرا کسانی نگران می شوند و بعضی حرفها می زنند که جبرانش به سختی امکان پذير است . خداوند انشاالله به اين مردم بزرگوار خير بی اندازه عطا کند و در سايه تعليمات پيامبر و ائمه وبويژه امام حسين (ع) هر روز بر توفيقاتشان بيافزايد....
یکشنبه، چهارم فروردین ماه 1381
اعظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا الحسين (ع) ،
السلام علی الحسين (ع) و علی علی ابن الحسين(ع) و علی اولاد الحسين(ع) و علی اصحاب الحسين (ع)
در اين روزهای عزاداری سرورآزادگان جهان از خداوند متعال توفيق قبولی طاعات وعبادات همگی را خواستارم.
شنبه، سوم فروردین ماه 1381
امروز تقريبا ساعت 2 بامداد از طريق دمشق به ايران بازگشتم . همانگونه که قبلا گفته بودم اين چند روز را برای شرکت در يک دوره آموزشی در مورد ورزش کم توانان ذهنی مربوط به ' Special Olympics " به لبنان رفته بودم .دوره خوبی بود وبر اساس توافقی که انجام شد قرار شد برای مسابقات امسال که در شهريور ماه در لبنان برگزار می شود و مربوط به منطقه خاورميانه و شمال افريقا است حدود 30 ورزشکار کم توان ذهنی اعزام کنيم که بسيار با اهميت است. اين مسابقات برای شرکت قهرمانان در مسابقات جهانی در سال 2003 در ايرلند می تواند محک و آزمون خوبی باشد.اميدوارم در آينده بيشتر در اين مورد با هم صحبت کنيم.
بسم الله الرحمن الرحيم
يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل و انهار
يا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
خداوند را بسيآر شاکرم که بازهم توفيق را همراهم ساخت تا سالی ديگر را ببينم و بتوانم بر جميع نعمت هايی که ارزانيم داشته است شکر گويم هر چند يقين دارم به اندازه ذره ای هم نخواهد بود. سال نو را به حضور همه دوستان و سروران ارجمندم تبريک عرض می کنم و اميدوارم در سايه انوار الهی و الهام گرفتن از زندگی و سيره پيامبر گرامی(ص) و ائمه هدی بويژه امام حسين (ع) سالی سرشار از موفقيت داشته باشيم.
یکشنبه، بیست و ششم اسفند ماه 1380
خب با اين صحبتی که در مورد مسافرت کردم ؛ يک عذر خواهی هم بايد بنمايم که بدليل اين سفر احتمالا چند روزی پاسخ نامه ها و ای-ميل ها به تاخير خواهد افتاد که از هميينجا پوزش می طلبم.اگر آنجا فرصت و امکانی برقرار شد حتما سعی خواهم کرد نامه ای بی پاسخ نماند. التماس دعا...
به احتمال زياد فردا عازم سوريه و لبنان خواهم شد تا به اتفاق آقای دکتر دادخواه در سمِيناری برای ورزش کم توانان ذهنی شرکت کتيم.با توجه به اينکه احتمالا بعد از تحويل سال نو به ايران باز خواهم گشت فرصت را غنيمت شمرده فرارسيدن سال جديد را که با ايام سوگواری آقا امام حسين (ع) مقارن گشته است گرامی داشته و آرزو نمايم در پرتو انوار الهی بتوانيم در مسير حق و عدالت گام برداريم ودر خدمت نيازمندان جامعه باشيم.
امشب بمناسبت نزديک شدن سال نو يک هديه کوچک در پايگاه شخصی خودم قرار دادم. در همان صفحه اول روی مربعی که نوشته شده " اين برای شماست " کليک کنيد. البته برای اجرای آن بعد از Download شدن لازم است برنامه Powerpoint را داشته باشيدتا بتوانيد آنرا ببينيد....
شنبه، بیست و پنجم اسفند ماه 1380
گا هی شک می کردم که نکند در هنگام مصاحبه يا سخنرانی مطالب را اشتباه می گويم ولی تجربه برايم ثابت کرده است که معمولا دوستان خبرنگاری که اغلب به ضبط کردن هم علاقه ای ندارند بيشتر اين اشتباهات را مرتکب می شوند مثل آنچه در روزهای قبل گفتم. امروز در " جام جم " هم در خبر مربوط به سالمندان باز هم رقم سالمندان مقيم آسايشگاه ها زا 4 هزار نفر نوشته است در حالیکه هم متن خبر ايسنا و هم روزنامه های ديگر همان شش هزار را نوشته اند. البته اين یکی حتما" اشتباه تايپی است........
جمعه، بیست و چهارم اسفند ماه 1380
يک خبر ديگر هم از ايسنا در مورد سخنرانی من در همايش خانواده سبز که تحت عنوان " نقش سالمند در تحکيم بنيان خانواده " ارائه گرديد. ضمن اينکه آقای کردی رئيس فرهنگسرای خانواده در اين مراسم خبر تشکيل " کانون حهانديدگان تهران " را اعلام کردند که برای من بسيار دلگرم کننده بود.البته تيتر اين خبر ممکن است کمی اغراق آمِز بنظر آيد ولی همانطور که در متن خبر آمده است منظور پزشک متخصص سالمندان است والا ساير پزشکان در موارد مختلف در خدمت سالمندان هستند و جالب اينکه بدانيد رشته تخصص سالمندان هم هنوز در دانشگاههای علوم پزشکی کشور نداريم .....
ديشب اين يادداشت را نوشتم ولی بخاطر خرابی سايت blogger متاسفانه نتوانستم آنرا در صفحه بلاگ قرار دهم. " روز چهارشنبه عصر مراسم جشن محبت برای فاطمه حسين پور دختر 14 ساله ژيمناست کرجی که اخيرا" در هنگام پرش خرک دچار ضايعه نخاعی شده است برگزار شد گه در آن شرکت کردم.ضایعه بسيار سختی که اخيرا" و بدلايل مختلف تعداد موارد آن افزايش يافته است و صحنه ورزش هم ازجمله جاهائی است که امکان خطر در آن فراوان است. با کمال تاسف ميزان آموزش های ايمنی و هم وسايل محافظتی در اين مکان ها بسيار کم است . البته در سوانح رانندگی و بخش صنعت هم اين پديده روز بروز در حال افزايش است. برای يک فرد ورزشکار اينگونه صدمات یعنی خداحافظی با ورزش قبلی و مدت زيادی بدور بودن از ورزش و از نظر روحی هم برای او تحمل اينگونه فلجی ها بسيار سخت تر است. در مورد اين ورزشکار هم با توجه به سن او واقعا کار سخت است ؛ فکر می کنم در حال حاضر دادن اطلاعات ضروری به او و خانواده اش لازم است و نيز بالابردن سطح روحی او , البته دوستان در اين مدت کمک کرده اند وما هم در بهزيستی کرج در خدمت بوده ايم ولی نياز به کار بيشتر و تداوم حضور در کنار خانواده وجود دارد که اميدوارم در اين مورد هم بتوانيم موثر باشيم. متن خبر راهم ايسنا مخابره کرده است...."
چهار شنبه، بیست و دوم اسفند ماه 1380
روزنامه انتخاب امروز يک شيرين کاری ديگر کرد .اصلاحيه من را چاپ کرد اما باز مرتکب اشتباه بزرگتری شد . نوشته است " تعدا د سالمندان ايران که گفته بوديم کمتر از 600 هزار نفراست صحيحش 6 هزار نفر است " !!! شما چی فکر می کنيد .من ميگم عجله خبرنگار به تحريريه هم سرايت کرده......
سه شنبه، بیست و یکم اسفند ماه 1380
امروز روزنامه انتخاب خبر مصاحبه ديروز در مورد سالمندان را چاپ کرده بود .با توجه به عجله ای که خبرنگار محترم در هنگام مصاحبه داشت متاسفانه اشتباه بزرگی انجام داده و رقم سالمندان بستری در آسايشگاه ها را "کمی کمتر از 600 هزار نفر " ذکر کرده است.خب شما مقايسه کنيد با گفته من " 6000 نفر" . خب هميشه می گويند عجله نکنيد ولی مثل اينکه جوانها تا تجربه نکنند باور نمی کنند....
خبری در ايرنا خواندم در مورد بافت فرش " گفتگوی تمدنها " بافت هنرمند ناشنوا اقای محمدی دعويسرائی جالب اينکه نقطه بارز کار ايشان ناشنوا بودن اوست که اصلا در متن خبر هيچ اشاره ای نشده من که سر در نياوردم از کار خبرگزاری.........
دوشنبه، بیستم اسفند ماه 1380
صفحه امروز " با معلولين " که آخرين صفحه آن در سال جاری است را ملاحظه کنيد......
امروز نخستين سمينار بهداشت و تغذيه سالمندان دردانشگاه علوم بهزيستی و توانبخشی برگزار شد. سازمانها و گروه های مختلفی در اين کار نقش داشتند که حاکی از چند بخشی بودن موضوع سالمندان است. در صحبت های خودم در مراسم افتتاحيه هم بر اين امر تاکيد کردم که لازم است همه بخش ها سهم خود را در اين زمينه ايفا نمايند . نکته مهم ديگر لزوم تدوين برنامه ملی سالمندان است که اميدوارم با توجه به اينکه آئين نامه اجرائي بند 5 ماده 193 قانون برنامه سوم توسعه در دست تصويب است و با تشکيل شورای ملی سالمندان ؛ انشاالله برای سال آتی در اولويت برنامه ها قرار گيرد تا با توجه به رشد بالائی که جمعيت سالمندان کشور دارد بتوانيم به موقع با مسئله برخوردی مناسب داشته باشيم. متن خبرآنرا در اينجا و تصاوير سمينار را در اينجا می توانيد ببينيد.....
یکشنبه، نوزدهم اسفند ماه 1380
به فهرستی از برخی مراکز بهداشتی ؛درمانی و پزشکی ايرانی درسايت جستجوگر Google می توانيد دست يابيد......
بسياری از روزها بعنوان " روز جهانی " از سوی سازمان ملل تعيين می شوند.اگر فهرست کامل آنها را بخواهيد ؛ اينجا کليک کنيد.....
خب کمی هم شعار؛ برای اينکه بهداشت روانی خود را بهبود بخشيد .....
شنبه، هجدهم اسفند ماه 1380
امروز جلسه خوبی با آقای حق بين از اعضای محترم شورای ناشران کتاب کودک وموسسه شهر کتاب داشتيم تا در زمينه قابل استفاده کردن کتابخانه ها و کتابفروشی ها ونمايشگاه های کتاب برای عزيزان معلول اقداماتی انجام دهيم.در فضائی صميمی بحث کرديم و بنظرم بسيار خوب وارزنده بود.به نتايج خوبی رسيديم که انشاالله بتوانيم در جلسه ای که چهار شنبه با جناب آقای رمضانپورمعاون محترم فرهنگی وزارت ارشاد داريم به يک جمع بندی مناسب ونهايتا" تفاهم نامه ای در اين زمينه برسيم.....
جمعه، هفدهم اسفند ماه 1380
يک آگهی در روزنامه بود در مورد برگزاری " نخستين جشنواره بين المللی دوقلوهای ايرانی " . البته اينکه لفظ بين المللی آنرا با لفظ ايرانی چطور هماهنگ کنيم به جائی نرسيدم. به سايت آنها مراجعه کردم هنوز در حال ساخت است. فکر می کنم بايد جشنواره خوبی باشد صبر کنيم تا.....
یادتان هست چند شب پيش از نمايشگاه نقاشی نابينايان صحبت کردم يک خبر هم در مورد آقای " هاشم بدری " نقاش عزيزی که اين سبک را با نابينايآن کار کرد و ارائه نمود بخوانيد هرچند خبر مربوط به سال گذشته است ولی بلحاظ محتوی بسيار ارزشمند است.......
امکان جستجو به فارسی در سايت " Google " بسيار جالب است . امشب که نگاه می کردم درزمينه نابينايان به خبری برخوردم که از سايت " اتاق بازرگانی " نقل شده بود. خبری در مورد "دستگاه مکالمه چند رسانهايبراي افراد نابينا و ناشنوا" جالب است بخوانيد......
روزنامه انتخاب امروز در صفحه "ادب و هنر " به ذکر و ياد ايام برگزاری " اولين جشنواره موسيقی معلولين " پرداخته است که سال گذشته در چنين روزی آغاز شد و گله از اينکه چرا امسال برگزار نمی شود. البته خود نويسنده در پايان اشاره نزديکی هم به دلايل امر دارد که خيلی هم بيراه نيست. واقعا در سال گذشته جشنواره به بهترين صورت برگزار شد که تحسين بسياری رابه همراه داشت. کمک خيلی موثر موسسه ارمغان بهزيستی يکی از مهمترين عوامل برای موفقيت آن بود. امسال با توجه به انجام برخی تغييرات مديريتی در سازمان و موسسه متاسفانه قادر به برگزاری آن نبوديم و اعلام کرديم که جشنواره را انشاالله بتوانيم به شکل دوسالانه برپا کنيم. اميدوارم چنين بشود.لازم از نکنه سنجی و دقت نظر دوستان در روزنامه انتخاب هم تشکر کنم......
چهار شنبه، پانزدهم اسفند ماه 1380
گزارش جالبی از عزيزان معلول در شماره امروز جام جم ( ويژه نامه تپش ) تحت عنوان " آنانکه با عشق زنده اند " آمده است که جالب و خواندنی است. يکی از مصاحبه شوندگان خانم فريبا عباسی است . از معلولين موفق شيرازی که جدا" از نظر من الگوی صبر ؛ بردباری و مقاومت است . اميدوارم ساير روزنامه ها هم به اين موضوع بيشتر بها بدهند و با ارائه داستان زندگی اين دوستان هم موجبات ارتقا آگاهی مردم را از توانمندی معلولان بالا ببرند وهم به ساير عزيزان معلول راه و رسم مقاومت و پايداری برای موفقيت بيشتر را بياموزند......
سه شنبه، چهاردهم اسفند ماه 1380
در ايلام نشستی با همکاران مطبوعاتی و صداوسيما داشتم که با عناوين مختلفی آنرا منعکس کرده بودند. ازجمله در واحد مرکزی خبر که با عنوان " انتقادمعاونتوانبخشي سازمان بهزيستي ازمسئولان درزمينهكمتوجهي به معلولان " و در روزنامه انتخاب با عنوان " معلولان توانمندند ؛ استخدامشان کنيد " بيان شده بود. رسالت هم با عنوان " معلولان کشور سالانه نيازمند پانزده هزار فرصت شغلی هستند " را انتخاب کرده بود.
تصاويری از صنايع دستی نابينايان و نيز گزارش خبری همراه با صدا و تصوير از همين نمايشگاه را در سايت خبری صدا و سيما می توانيد نگاه کنيد......
ديشب گفتم بازهم در مورد نمايشگاه نقاشی نابينايان خواهم نوشت . ببينيد ما همه روزه دنيای اطراف را با آدم ها و اشيا و رنگ هايش می بينيم؛ اما ديدن همين دنيا با چشم هائی که تجربه ای از ديدن ندارند شگفت آور است و اين اتفاقی است که در اين نمايشگاه افتاده است.به آنجا که پا می گذاری ؛ چشمت به تصاوير رنگارنگی از دنيای اطراف می افتد و وقتی فکر می کنی که چشمی اين تصاوير را تجسم کرده که تصويری واقعی از آنها ندارد آنوقت است که ميخکوب می شوی و می فهمی که هنوز درک درستی از نابينائی نداری. نقاشی نابينايان همان نقاشی بينا هاست؛ خطوط؛ اشکال ؛ رنگ ها و حتی تناسب تصاوير به گونه ای است که انگار يک چشم بينا آنها را ديده و روی کاغذ آورده است. نقاشی ها با هم تفاوت دارند و اين تفاوت از موضوع گرفته تا تا رنگ آميزی به تفاوت تشخيصی نابينايان و تفاوت نگاه ناديده آنها به دنيا برمی گردد. وقتتی به نقاشی ها نگاه می کنی ؛ احساس عجيبی از هر تصوير به تومنتقل می شودو تو بخوبی می توانی غم و شادی و آرامش و اضطراب آنها را حس کنی . نقاشی نابينايان روح دارد و همين است که آن احساس غريب را در تو بيدار می کند و اين بنظر من عمده ترين تفاوتی است که نقاسش های نابينايان با ديگران دارد يعنی همين که انرژی نهفته ای در آثار هست که به تو منتقل می شود......
دوشنبه، سیزدهم اسفند ماه 1380
امروز يک اتفاق مهم برای ما رخ داد و آن برپائی نمايشگاه نقاشی نابينايان و نيمه بينايان کشور د رفرهنگسرای قانون ( ابن سينای سابق) بود. سال گذشته يکی از هنرمندان و کارشناسان بهزيستی خوزستان شيوه ای را برای نقاشی اين دوستان طراحی کرد که بسيار خوب و جالب بود.ماهم از سارسر کشور همکارانی را برای آموزش به خوزستان فرستاديم .نمايشگاه امروز حاصل کار اين دوستان با عزيزان نابينا و نيمه بينا ست که بسيار زيبا و منحصر به فرد است.اين نمايشگاه نمونه بارزی از توانمندی نابينايان است در دوره ای که هنوز برخی به چشم افرادی بی خاصيت به آنها نگاه می کنند. توصيه می کنم حتما دوستانی که امکان بازديد دارند دريغ و کوتاهی نکنند.نمايشگاه در شهرک غرب ؛ خيابان هرمزان واقع است.انشالله فردا شب بتوانم بيشتر در اين زمينه بنويسم....
یکشنبه، دوازدهم اسفند ماه 1380
امشب عليرضا عصار خواننده خوب کشور در فرهنگسرای بهمن برای حمايت از کودکان عقب مانده ذهنی کنسرتی برگزار می کند( البته بهتر است بگويم برگزار کرد جون احتمالا الان تمام شده باشد). البته در همين صفحه خبر ديگری هم در مورد کنسرت آقای فلمينگ خوشقدمی در مجتمع معلولان رعد در تاريخ 10 تا 12 بهمن آمده است . معمولا از اينگونه برنامه ها برای مراکز معلولين در همه جای دنيا برگزار می شود .کار خوبی است منتها بشرط آنکه صرفا" جنبه های ترحم آميز را تبليغ نکنند و بتوان از ميان آنها بر توانمندی معلولان ومعرفی دوستان معلول موفق هم تاکيد شود .....
مژگان هداوند دختر دانش آموزی است که عصای هوشمند برای نابينايان ساخته است.خبر آن را در ايران خانواده خواندم .امروز از آقای دکتر فتحعلی مدير کل دفتر امور برنامه ها خواستم که موضوع را بررسی و دنبال کنند که در صورت تائيد بتوانيم از آن استفاده کنيم.
چهارشنبه گذشته روزنامه ايران بخشی از مصاحبه ام را در مورد شامل سازی در صفحه " ايران خانواده " چاپ کرده بود. البته جند اشکال دارد از جمله اينکه در مورد انجام توانبخشی در 21 شهر که حالا به 54 شهر رسيده است . می دانيد منظورش همان برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه است که در اين تعداد شهرستان انجام شده است....
جمعه، دهم اسفند ماه 1380
در حالی که ما در ايلام همايش معاونين امور توانبخشی را برگزار می کرديم از ديروز در تهران گردهمآئی مديران بهزيستی استانها در تهران آغاز شد که امروز ازصبح در آن شرکت کردم.چند کمسيون که يکی هم حول مسائل توانبخشی بود تشکيل شد و نتايج را در جاسه عمومی ارئه کردند .نه تنها حرف جديدی نبود بلکه به نظرم لازم است ؛ دوستانی که جديدا" به بهزيستی تشريف آورده اند؛ کمی بيشتر در مورد برگزاری اينگونه جلسات با ديگران مشورت کنند وآنگاه دست به اقدام بزنند و.....
ديروز همايش هفدهم معاونين امور توانبخشی استانها را در ايلام به پايان برديم . از نظر من همايش موفقی بود. چهار محور برای همايش در نظر داشتيم که بخوبی مورد بحث قرار گرفتند و همه معاونين بطور خوب و ارزنده از مجموعه فعاليت های خود در اين زمينه ها گزارش دادند و در مباحث شرکت کردند. کارهای بسيار خوبی را در اين چند ماه که همايشی نداشتيم دوستان انجام داده بودند که برای خود من هم برخی از آنها خيلی جالب بود و حتما" می تواند برای ساير عزيزان در استانهای مختلف بعنوان الگو مورد استفاده قرارگِرد. در نهايت اينکه امروز خوشحال هستم که اکثر دوستانم در اين حوزه از نوع نگرش و سياستی که در ستاد داريم بخوبی مطلع هستند و در همان مسير حرکت می کنند هرچند ممکن است برخی از مديران که اخيرا به سازمان آمده اند از اين مسايل اطلاعی نداشته باشند.اما اين اميدواری را در اين همايش يافتم که دوستان بخوبی قادر خواهند بود که از برنامه ها وسياست ها بخوبی دفاع کنند و بر آن پای فشارند هرچند عده ای را خوش نيايد.....