امروز ويندوز ايكس پي دچار اشکال شد .هرچه کردم نتوانستم آنرا درست کنم. بالاخره چاره کار را در Install کردن دوباره آن ديدم. کلي وقت مي گيرد بويژه آنکه ديروقت هم شروع کني . انشاالله کمتر دچار مشکلات ناشي از اين موارد قراربگيريد...
يادداشت های روزانه دکتر محمد کمالی
ديدگاه های من در زمينه مسائل مختلف جامعه
سازمان حمل ونقل و پايانه های کشور توصيه هائی برای بستن کمربند ايمنی داشته است که بواسطه اهميت آن توصيه می کنم آنرا بخوانيد....
خيلی وقت بود برخی از دوستان قديمی را نديده بودم . امروز فرصتی دست داد وبه دفتردوست عزيزم آقای مهندس موهبتی رفتم . به اتفاق ايشان سری هم به اقای دکتر طالبی زديم که در حال حاضر مسئوليت دفتر اشتغال سازمان بهزيستی را برعهده دارند. عده ای از دوستان را هم گرد هم آورده اند که همه ازعناصرخوب و کارای سازمان بوده اند از جمله دکتر محمدی ، دکتر ايوبی ، آقای ناصری و... که ديدار اين دوستان هم برايم مغتنم بود. برای اين همکارن آرزوی توفيق دارم. راستی انسان وقتی در جمع دوستان - بخصوص اگر مدتی آنها را نديده باشد - قرار می گيرد احساس خوبی پيدا می کند وافسوس که گرفتاری ها و مشغله های فروان ما باعث شده تا کمتر بتوانيم در کنار همديگر باشيم. در بين دوستانی هم که از ساليان گذشته با هم در دانشکده توانبخشی بوده ايم هم وضعيت همين شکل است. البته به همت آقای دکتر فقيهی هر از چند گاهی دوستان دور هم جمع می شوند ولی خب بايد بيش از اينها باشد و مرتب تر. اميدوارم همه قدر همديگر و دوستی های واقعی را بدانيم و برای تثبيت آنها تلاش کنيم....
امروز روزنامه همشهری بار ديگر منتشر شد اما گويا تعطيلی 5 روزه آن باعث شده تا صفحه " معلولين " آن امروز چاپ نشود. اما اغلب روزنامه ها به درج مصاحبه معاون توانبخشی سازمان بهزيستی پرداخته بودند که با عنايت به عدم موافقت وتصويب بودجه موردنياز برای ارائه خدمات توانبخشی به معلولان خواستار عدم پذيرش معلولين در مراکز بهزيستی شده اند. البته اميدوارم اين اظهار نظر صريح - که خب از ايشان هم انتظار می رفت - برای او دردسر ساز نشود. می دانيد که معاون اول رئيس جمهور بخشنامه ای داشتند که از وزير تا کارشناسان دولت کسی بر عليه بودجه تقديمی به مجلس مصاحبه يا سخنرانی نداشته باشد. اما به هر طريق حق اقشاری مانند افراد دارای معلوليت بيش از اينها ارزش دارد چه دولت خوشش آيد و چه بد.... الان که
داشتم دنبال متن مصاحبه معاون توانبخشی سازمان بهزيستی می گشتم که لينک آنرا در مطلب قبل جای دهم که در سايت ايسنا که آن مصاحبه را منتشر کرده بود اطلاعيه جديد سازمان بهزيستی را ديدم. خب اطلاعيه می گويد که بخشنامه ای صادر نشده است که معلولان پذيرش نشوند بلکه اين همان بخشنامه است که با توجه به محدوديت های اعتباری برای پيشگيری از توسعه بی رويه همه ساله صادر می شود.!
د
شنبه ويکشنبه اين هفته کنگره " جانباز ، تربيت بدنی و علوم ورزشی " در درانشگاه تربيت مدرس به همت معاونا امورفرهنگی سازمان امورجانبازان برگزار شد. مقالات خوبی ارائه شده بود که من هم از جمله اعضای کميته علمی کنگره بودم. البته انتخاب روز شنبه برای شروع کنگره کار خوبی نبود و با توجه به روانشناسی موضوع بايد اين فکر می شد که معمولا روزهای اول هفته برای آغاز کار چنين نراسمی مناسب نيستند.به همين دليل آغاز کار با تاخير همراه بود. آنچه در مقالات مشاهده شد آن بود که عليرغم پتانسيل خوبی که برای ورزش معلولان و جانبازان در کشور وجود دارد ولی متخصصين علوم ورزشی کمتر بدان پرداخته اند. انتظار می رود که به اين موضوع بيش از گذشته بها داده شود. البته عنايت دوستانی که در بنياد هستند به تاکيد بر نام جانباز خود باعث شده بود که برخی از مقالات هم که به مسائل معلولين پرداخته بود نتوانند به کنگره راه يابند. به هرصورت بايد پذيرفت عمر ورزش جانبازان برای مسابقات قهرمانی کمتر از گذشته است ليکن آنچه اينک در بنياد بايد مورد عنايت ويژه قرار گيرد توسعه ورزش همگانی وعموی برای عزيزان جانباز است. هرچند ممکن است نياز به ورزش های قهرمانی کم شده باشد يا جايگاه خود را از دست داده باشد ولی تعميم وگسترش ورزش در جامعه جانبازان و خانواده های آنان بايد در دستور کار جدی بنياد و معاونت فرهنگی آن قرار گيرد. البته هرجا نام بنياد را آوردم شما به حساب سازمان امور جانبازان بگذاريد....
اخيرا" راهنمائی و رانندگی در تهران همانند گذشته تابلوهائی را در کناربزرگراه ها وخيابانها نصب کرده است به جهت آموزش و ارائه آگاهی برای بستن کمربند ايمنی. خب تا اينجای کارخوب است اما متاسفانه هيچ سليقه علمی و حتی هنری و حداقل آيتمی جذاب را رعايت نکرده است و به نظر می رسد اين تابلوها عملا" فايده ای ندارد. تصويری شماتيک و کوچک از يک اتوموبيل که در فضائی مبهم افراد درون آن کمربند را بسته اند و از آن مهمتر خطوطی که توصيه به بستن و الزامی بودن کمربند دارند ، بسيار ريز و ناخوانا در اين تابلوها نقش بسته اند. تصور می کنم حال که اين تشکيلات اين خرج را انجام می دهد بهتر است با متخصصين آموزشی هم مشورت نمايند تا از بهترين و قابل استفده ترين تکنيک ها برای آموزش مردم بهره ببرد. اميدوارم فرصت کنم ويادداشتی در اين زمينه برای يکی از جرايد بنويسم با اين اميد که تاثيری داشته باشد...
روزننامه " جام جم " امروز در صفحه 7 خود تصور می کنم سهوا" اشتباهی کرده است که از آن روزنامه کمتر انتظار می رود. فکر می کنم سه مطلب عمده در ا« صفحه وجود دارد که دوتای آن يک مطلب است ، منتها با دو تيتر متفاوت !!! احتمالا در هنگام صفحه بندی اين مشکل رخ داده است. البته تعجب من از اين است که در صفحات روئی روزنامه که معمولا ديرتر از صفحات لائی بسته می شوند ، اثری از اعلام اين مطلب و کمی عذر خواهی هم به چشم نمی خورد ،، گويا تا آن زمان هم دوستان متوجه نشده بودند. حال چرا اين مطلب را نوشتم بيشتر برای تذکر بود اول به خودم و بعد به ديگران که همه در معرض اين گونه اشتباهات قرار داريم وبه نظر می رسد هرچه محدوده کارمان بزرگتر باشد ، اشتباهمان هم بزرگتر خواهد بود. ما هم که می نويسيم وتدريس و تحقيق می کنيم بايد با دقت بيشتری عمل کنيم که خدای ناکرده اين قبيل مسائل برايمان رخ ندهد...
ادامه " پيشنهادات يک کتاب جيبی" :
11- هر بهار گل بکار
12- در سلام کردن از ديگران سبقت بگير
13- با هدف زندگی کن
14- اتومبيل ارزان قيمت سوار شو ، اما بهترين خانه را بخر
15- بهترين کتابها را بخر ، حتی اگر هيچ وقت آنها را نخوانی
16- نسبت به خودت و ديگران بخشاينده باش
17- چند لطيفه سالم ومودبانه در ذهن داشته باش
18- کفشهای تميز به پا کن
19- بين دندانهايت را با نخ دندان تميز کن
20- زمانی که احساس کردی مستحق حقوق بيشتری هستی ، آنرا درخواست کن
مجله " موفقيت " دی ماه مطلبی داشت تحت عنوان " پيشنهادات يک کتاب جيبی " . گويا پدری برای پسرش که در حال جمع آوری لوازم ضروری زندگی حديد خود بعنوان دانشجوئی تازه نفس بوده است ، نوشته است. برخی از آنها را جالب ديدم که برايتان نقل کنم...
1- هرروز ازمحاسن 3 نفرتعريف کن.
2- حداقل يک بار در سال به تماشای طلوع خورشيد بنشين.
3- روز تولد ديگران را بخاطر بسپار.
4- دست دگران را به گرمی بفشار.
5- موقع صحبت کردن به چشم مخاطب نگاه کن.
6- بسيار تشکر کن.
7- از عبارت " خواهش می کنم زياد استفاده کن.
8- نواختن يک ساز را ياد بگير.
9- در حمام آواز بخوان.
10- در آشپزی بهترين باش.
در فرصت های بعد بقيه را آنرا خواهم نوشت.
دوسال پيش اولين جشنواره موسيقي معلولين را باعنوان " مهرآهنگ " برگزار کرديم . سال گذشته به برخي از دلايل اين موضوع امکان پذير نگرديد . امسال دوستاني که در آن سال از موسسه " ارمغان بهزيستي " تلاش وافر و ثمربخشي براي برگزاري مطلوب جشنواره بعمل آورده بودند بار ديگر تصميم به برگزاري دومين جشنواره گرفت اند . امروز روزنامه ايران مصاحبه يکي از مسئولين دست اندرکار جشنواره را منتشر کرده است که در آن اظهار اميدواري شده است با حمايت " اسپانسر " ها و نهادهاي دولتي وغيردولتي بتوانيم در فاصله 4 تا 7 اسفند جشنواره را در تالار وحدت برگزار کنيم. دوستاني هم که مايل به ديدن سايت جشنواره مهر آهنگ هستند اينجا کليک کنند ...
روزنامه جام جم فردا " نقد محتوائی فيلم روز هشتم " را نوشته است. درمورد اين فيلم هرچه بيشتر بخوانيم مفيد است....
امروز کارگاه آموزش داوری طرح های پايان نامه های دانشجوئی به پايان رسيد. اين کارگاه که در محل دانشکده علوم توانبخشی برگزار شد با استقبال خوبی از سوی دوستان اعضای هئيت علمی دانشکده روبرو شد. مباحثی هم که مطرح شد در مجوع مورد توجه دوستان بود و گويا ساير عزيزانی هم که بواسطه کمبود فضا با محدوديت حضور مواجه بودند هم اظهار تمايل کرده اند که کارگاه فقط يکبار نباشد و تکرار شود که آنها هم بتوانند حضور پيدا کنند. در هرصورت آنچه من احساس کردم اين بود که در فضای خوبی که بين دوستان دانشکده وجود دارد اين گونه نشست ها می تواند بسيار موثر و مفيد باشد. بويژه در مورد مسائل مربوط به تحقيق که محمترين و بهترين راه گفتگو ومباحثه است. اميدوارم بتوانيم مجددا در چنين نشست هائی با دوستان همراه باشيم....
روزنامه اطلاعات امروز صفحه " با معلولين " خود را به دو مطلب اصلی در مورد دو تن از نابينايان برجسته کشور اختصاص داده است. نخست يادمرحوم " استاد نامنی " عزيز را که سال گذشته دار فانی را ناباورانه وداع گفت و دوستان و همکاران را در غمی بزرگ فروبرد. اکنون همسر بزرگوار او " سرکار خانم کسمائی " به همراه دختر کوچولوی استاد راه او را در موسسه " عصای سفيد " ادامه می دهد. از خداوند برای او مغفرت ، برای بازماندگان صبر و توفيق ادامه راه آرزومی کنيم....
مطلب دوم هم به " احسان " روحانی نابينای کرمانی ، پرداخته است . او که در کرمان زبانزد خاص وعام است و بسياری از امور را عليرغم نابينائی به تنهائی انجام می دهد. می گويد : گ هيچ وقت از نابينائی خود ناراحت نشده ام...خداوند بهترين دوستی است که همه داريم ...هيچگاه رابطه تان را باخداوندقطع نکنيد. اميد که همه اين چنين باشيم.
در آخر هم بگويم متاسفانه همه صفحات روزنامه اطلاعات امروز را می توانی ازسايت آنجا دريافت کنی الا همين صفحه بامعلولين که خدا می داند چه بلائی برسرش آمده است. به همين جهت نتوانستم لينک آنرا در اينجا قرار دهم که اگر اصلاحی از سوی موسسه اطلاعات صورت گرفت ، حتما اينکار را خواهم کرد....
سال گذشته هم در همين روز 29 اسفند ماه از شدت آودگی هوا ناليديم و اظهار اميدواری کرديم که شايد امسال هوای بهتری را در وز " هوای پاک " استنشاق کنيم ، که نشد . تهران امروز هم بشدت آلوده بود و به نظر می رسد هرروز بر ميزان آن هم افزوده می شود. البته امسال کار تبليغی و حرکت نمادين تظاهرات دانش آموزان گسترده تر بود ولی بايد بالاخره مسئولين محترم بپذيرند که برخی موضوعات که با سلامت مردم مرتبط است ، با نصيحت حل نمی شود. قاطعيت و برخورد می خواهد که دريغ....
يکی از مسائل مهم در دوره های کارشناسی ارشد همان اخذ پايان نامه و انجام آن است. خب در هر دانشگاهی شيوه های متفاوتی برای گرفتن پايان نامه وجود دارد که گاه ساده و گاه بسيار دشوار می نمايد. يکی از نقاطی که در اين مسير روبروی دانشجوست ، شورائی بنام تحصيلات تکميلی است که معمولا تصويب کننده نهائی طرح های پايان نامه ست. مشاهدات ما نشان می داد که معمولا تفاوت هائی در نظرات استادان حاضر در گروه های آموزشی و آنانکه در شورای تحصيلات تکميلی هستند وجود دارد. دوستان در حوزه پژوهش دانشکده علوم توانبخشی تصميم گرفتند برای نزديک کردن ديدگاه ها بهم از يک کارگاه آموزشی تحت عنوان " کارگاه داوری طرح های دانشجوئی پايان نامه ها " مددبگيرند وبه همين مناسبت از فردا به مدت سه روز چنين کارگاهی در دانشکده برگزار می شود . اميدوارم اعضای هیئت علمی شرکت کننده در کارگاه بتوانند با وقتی که برای اين کار می گذارند انشاالله بخوبی نيز در مباحث شرکت کنند و بتوانيم در پايان هم نتيجه مثبتی بگيريم....
اگر بياد داشته باشيد مدتي قبل خبر ازپخش فيلم " روز هشتم " در شبکه چهار داده بودم. خب عليرغم دويار اعلام آن در روزنامه جام جم گويا در آن زمان ها پخش نشد وامشب از اين شبکه نمايش داده شد. داستان فيلم به جستجوي مادر وخانه توسط يک نوجوان مبتلا به کم تواني ذهني که در عين حال به سندرم داون نيز مبتلاست وهمراه شدن او بايکي از مديران جامعه صنعتي که او هم به دنبال خانواده خود که از او جداشده اند، اختصاص دارد. هرچند ديدگاه هاي فيلسوفان معاصر فرانسوي تاثير زيادي بر فيلم دارد ؛ منتها آنچه براي من و از ديدگاه من اهميت دارد نقشي اصلي است که اين نوجوان در بيان اين فيلم برعهده گرفته است. " ژرژ" نمادي از زندگي ومعناي حيات مي گردد و به " هري" که در تلاطم ذهني از خود بيگانه شده است ، راه بازگشت را مي نماياند. تلاش فيلمساز در اين مسير با نمايش صحنه هاي متضاد و متشابه از زندگي اين دو نفر بخوبي نزديکي انسانها را در يافتن مفهوم زندگي عليرغم داشتن معلوليت نشان مي دهد که به نظرم يکي از اهداف سازندگان نيز همين بوده است. نام روز هشتم را هم بواسطه تفاوتي که " ژرژ " و امثال او با ديگران دارند از تعبير انجيل که خداوند دنيا را در هفت روز آفريد گرفته اند.به هر صورت تصور مي کنم نمايش چنين فيلم هائي به اين ايده که افراد کم توان ذهني ، انسانهائي همانند ديگران هستند و حق برخورداري از مواهب خدادادي را دارند ، استحکام بيشتري مي بخشد و راه را براي حضور آنان در جامعه هموارتر مي کند.
نکته ديگر که به صحنه پاياني فيلم و پرواز " ژرژ " از فراز پشت بام به پائين مربوط مي شود ، آنکه از نظر من او در اينجا همانند انساني که در سلسله مراتب " مازلو" قصد خوديابي دارد ، عمل مي کند و با فدا کردن خود راه را براي ادامه زندگي ديگران هموار مي کند.بنابراين نبايد از اين صحنه برداشت يک خودکشي از آن نوع که افراد به آخر خط رسيده انجام مي دهند ؛ داشت . بلکه اين آخرين مرحله شکوفائي انساني است وفرقي هم نمي کند که او سالم است يا داراي ناتواني و معلوليت.، مهم عمل انساني اوست.
در هرحال من نه منتقد سينمائي هستم ونه دستي بر نوشتن در اين زمينه ، آنچه گفتم احساسي بود که از ديدن فيلم پيدا کردم و از ديدگاهي که نسبت به تغير نگرش و بالابردن آگاهي جامعه در مورد ناتواني ومعلوليت ونقشي که سينما در اين زمينه مي تواند ايفا کند ، نکاتي را گفتم.درپايان اين نکته را هم بگويم که احتمالا جمعه آينده تکرار فيلم پخش خواهد شد. توصيه مي کنم حتما" ببينيد....
ماهنامه " درد " از آنجمله نشرياتی است که تلاش می کند تا مفاهيم علمی مرتبط با سلامتی را بزبان ساده برای مردم بيان نمايد. چاپ و کاغذ مناسبی هم که بکار گرفته است در اين مسير می تواند کمک کننده باشد. با توجه به اينکه کتبی که در اين زمينه نوشته می شوند اغلب بزبان علمی و صقيل نوشته می شوند و نيزاکثر پزشکان نيز وقتی را برای آموزش به بيماران صرف نمی کنند به نظر می رسد استفاده از نشريات می تواند موثر باشد. هرچند بواسطه فرهنگ شفاهی حاکم بر جامعه ما مردم بيشتر به سمت راديو وتلويزيون گرايش دارند ، ليکن با توجه به امکان دسترسی مجدد به مجلات - به شرطی که بخوبی نگاهداری شوند- می تواند به مردم در ارتقاء آگاهی آنان کمک نمايد. به نظرم در حال حاضر يک اشکال به نشريه درد وارد است - هرچند بسياری از نشريات ما اين " درد " را دارند- و آن اينکه برروی اينترنت قابل دسترسی نيست. اميدوارم بزودی اين مسئله نيز رفع شود....
امروز باخبر شدم گويا در روز يکشنبه هفته جاري سالگرد درگذشت زنده ياد مرحومآقاي نامني بوده است. هرچند متعجبم که چگونه دوستان يادآوري نکردند ودر ميان مشغله هاي فراوان من هم فراموش کردم. ياد استاد نامني براي آنان که د رتوانبخشي ايران گام برمي دارند هميشگي و جاويد است . او همچنان در ياد همه دوستان ، شاگردان و نابينايان ايران خواهد ماند وهمه تلاش خواهيم کرد تا راه او را ادامه دهيم. روحش شاد ...
امشب خود را به تاتر شهر رساندم . جناب آقاي صوفي نژاد مدير موفق مجموعه آسايشگاه کهريزک تلفني تاکيد کرده بود که امشب را حتما براي ديدن تاتر بچه ها بروم. توفيقي بود تا از نزديک حاصل 3 سال کار را ببينم. آقاي ميرنصيري کارگردان محترم اين تاتر را از دوره اول کار در بهزيستي مي شناسم. بسيار صبور ، معتقد ، متخصص و با انگيزه است بويژه براي کار با معلولين . آنچه امشب بروي صحنه رفت دوقسمت داشت : يکي چهار پرده نمايش که خب کارهاي خوبي هم بلحاظ نوشتارو هم بلحاظ اجرا انجام شد و دوم هم چهار تکه نمايش فيلم از روند شکل گيري گروه نمايش و اظهار نظر دوستان که در جاي خود قابل تقدير بود.اما آنچه اهميت کار بود - البته به نظر من - حضور اين افراد است براي انکه اثبات کنند که هستند و ما آنها را باور کنيم. فکر مي کنم هم نويسنده و کارگردان و هم بچه هاي گروه تاتر خواستند فعل خواستن را بعنوان يک انسان صرف کنند و موفق هم بودند. در پايان نمايش جمعيت ، شايد بيش از 15 دقيقه ايستاده عزيزان را تشويق مي کردند که بسيار هيجان انگيز بود.نمايش فيلم روند کار که برخي از صحنه هاي کار گروه را در 3 سال گذشته نشان مي داد ، بيانگر آن بود که زحمات آقاي مير نصيري و همه دوستان کهريزک بسيار زياد بوده است و قابل تقدير وستايش . اميدوارم امشب اين مختصر براي عرض تشکر از آنها کفايت کند تا بعد بيشتر از آنها بگويم
امشب اولین شب اجرای تاتر " و اما اينک انسان ..." کار گروه تاتر معلولين کهريک بود.متاسفانه نتوانستم شرکت کنم. اميدوارم فردا شب حضور پيدا کنم.از دوستان هم آنانکه بتوانند خيلی خوب است جون هم زحمت زيادی کشيده شده است و هم کار خوبی است...
روزنامه ايران امروز مصاحبه مفصلی با رئيس محترم سازمان بهزيستی پيرامون وظايف و عملکرد سازمان دارد. آنچه در ليد مصاحبه آمده است کمی نامناسب است. البته به نظر من ، بديهی است حق انتخاب با همکاران رونامه است. عنوان مصاحبه اين است " 10 درصد بدهند همه بدهکاران مالياتی را شناسائی می کنيم " . البته منظور اين است که ايشان گفته اند " اگر به سازمان اجازه دهند با کمک معلولين و سازمان های خيريه ما بدنبال موديانی که ماليات نمی دهند خواهيم گشت وبا شناسائی آنان ، آنها را تشويق می کنيم که تا هزينه معلولين ،توانبخشی ، مسکن ووسائل کمک توانبخشی را بدهند ." !!! خب اگر قرار بر تشويق است که اجازه دولت را نمی خواهد از همين الان شروع کنيم . ابلته من به سهم خودم خوشحالم که در اين مصاحبه به مسائل معلولين هم پرداخته شده است . هرچند که اين گفته ايشان که " در سال آتی بودجه ما تنها درصدی رشد کرده است که آنهم مربوط به هزينه پرسنلی است . بنابراين اتنظار هيچ تحول جدی در سازمان نداشته باشيد " کمی از نگرانی هائی را که در همان مقاله " مخاطرات يکجانبه گرائی .." گفته بودم تشديد می کند.اميدوارم نمايندگان مجلس شورای اسلامی در اين زمينه کمک بيشتری را در هنگام تصويب بودجه در اختيار سازمان قرار دهند....
امشب فرصتی دست داد تا نمونه کار دوستا نمان در معاونت پژوهشی دانشگاه بهزيستی در مورد ايجاد بانک اطلاعات توانبخشی را ببينم. انصافا" زحمت زيادي کشيده شده است. اميدوارم نتايج نهائی کار بخوبی مورد استفاده دانش پژوهاناين رشته و همه آن کسانی که به اين مطالب نيازمند هستند ، قرار گيرد....
يادتان باشد چند وقت قبل در روزنامه ايران مصاحبه ای یود با يکی ازغسالان ( مرده شور های ) بهشت زهرا که بسيار جالب و خواندنی بود. همين روزنامه امروز يک مصاحبه جالب ديگر دارد با عباس هوتهم يکی از عکاسان پزشکی قانونی که تحت عنوان " دستم به عکاسی از زنده ها نمی رود " . حرف های جالبی دارد . دوست داشتيد بخوانيد...
از خوبی های دنيای تازه ای که اينترنت برای ما فراهم کرده است اينکه گاهی اوقات روزنامه ها را مثل آن سريال تلويزيونی که هنرپيشه اول آن يک روز زودتر روزنامه برايش می رسيد ، می توانی زودتراز خوانندگان عادی - شايد گاهی بخصوص روزنامه های خارجی را حتی يکروز- آنرا بخوانی . اين اتفاق در مورد برخی رونامه های ايران هم رخ می دهد که از آن جمله " جام جم " است. روزنامه فردای جام جم الان روی اينترنت قابل دريافت است. آنرا که می ديدم يکی از مقالاتش توجهم را جلب کرد. " 38خطاي رايج در نويسندگي " مطلب خوبی است که توصيه می کنم وبلاگ نويسان حتما" بخوانند...
بعضی روزها برای تو معانی و تداعی های خاصی به همراه دارند و تو بدانها به صورتی ديگر نگاه می کنی . فردا هم برای من يکی از آن روزهاست ....
روزنامه جام جم ديروز مطلبي داشت در مورد " سبب سازي و سبب سوزي حق " که گويا اين قسمت دوم آن بود. نقل يک خاطره که در آن کلمه نابينا ذکر شده بود ، توجه مرا جمع کرد . مطلب را که خواندم خب ضمن اينکه استفاده کردم به نظرم آمد بدنيست لينک آنرا بگذارم تا دوستاني هم که مايل باشند آنرا بخوانند . اغلب مثال ها و خاطراتي که نقل شده است در همين زمينه بوده اند. قسمت اول و بعد هم قسمت دوم را بخوانيد. اما آن مطلب در مورد مرد نابينا اين بود...: " مرحوم آيت الله حاج سيد احمد زنجاني مي نويسد: مرحوم آيت الله آقاي حاج شيخ عبدالکريم يزدي موسس عاليقدر حوزه علميه قم نقل کرد که در کربلا يک نفر نابينا بود. در عين بي چشمي ، چنان از درخت خرما بالا مي رفت ، مثل اين که چشم دارد. از اين شاخه بر آن شاخه در کمال سهولت منتقل مي شد. فرمود او دزدي مي کرد، به اين طريق که پنهاني مي رفت سر درخت خرما مي چيد. يک وقت به همين عنوان در باغ بالاي درختي رفته بود که خرما بدزدد، يک دفعه شاخه شکسته ، او سرنگون شده بود. با همان افتادن ، چشمش باز شد! گويا در پيش چشم او پرده اي قرارداشت که از ضرب ، پاره شده بود. خلاصه ، بينا شد و بر اثر آن ، چشم بصيرتش نيز بازگرديد. از دزدي توبه کرد و رفت مشغول کسب گرديد. او از نردبان شقاوت بالا رفته بود؛ ولي توفيق خداوندي او را از همان جا به دامن سعادت انداخت...
فکر کنم اين مقاله آخری که تحت عنوان " يکجانبه گرائی در سازمان بهزيستی " نوشتم کمی مورد توجه اقايان قرار گرفته است. چه امروز از طرف چند تن از دوستان به خويشتن داری دعوت شدم واينکه از نوشتن اينگونه مطالب دست بردار. حال چرا نمی دانم. البته به دوستان عرض کردم من بعنوان فردی که سالهاست در اين زمينه فعاليت داشته ام و حتی در زمان تصدی معاونت در سازمان هم همين گونه می انديشيده ام و عمل هم می کرده ام ، طبيعی است که نمی توان در اينگونه موارد ساکت بنشينم. تصور می کنم آنچه حق است در بالاترين چايگاه است. اميدوارم بيشتر به تعامل بيانديشيم نه اینکه دوستان تصور کنند من ، مثلا ، خدای نکرده قصد تخريب دارم . به همه آنها اطمينان می دهم هدفم تنها بيان آن است که حقی از معلولين ضايع نشود ، همين. مطمئن هستم دوستانی هم که اکنون در سازمان مشغولند قصد تخريب ندارند ليکن بايد مراقب بود گاه برخی تصميمات وديدگا ه ها ، آنچنان مسير کار را عوض می کند که سالها زحمات انجام شده را به هدر می دهد. نگاهی به 20 سال گذشته در بسياری از امور اين موضوع را بخوبی نمايان می کند. اميد که همگی بپذيريم انتقاد می تواند منشاء خير هم باشد و اصل را بر اصلاح امور قرار دهيم نه اينکه هر نقدی قصد تخريب دارد....
این ترم هم روبه پايان است ؛ يعنی اين هفته فقط بعضی کلاسها تشکيل شد و از هفته آينه هم امتحانات دانشجويان است. در فاصله امتحان فرصتی انشاالله خواهد بود تا مروری بر کارهای عقب مانده داشته باشم ، از جمله تکيل درس روش تحقيق که جدا عقب افتاده است . خب تايپ مطلب کار می برد و زمانگير است . البته سعی خواهم کرد آنرا به پايان ببرم .هرچند به نظر می رسد دوستان حوزه پژوهشی دانشکده در همين فاصله قصد دارند يک کارگاه آموزشی بررسی طرح تحقيق برگزار نمايند و دعوت کرده اند که شرکت کنم .اميدوارم بتوانم مباحث مورد نياز را ارائه کنم . هدف از برگزاری آن کارگاه پيدا کردن ديدگاه های مشترک بين اعضاء هيات علمی در هنگام بررسی طرح های تحقيق دانشجويان کارشناسی ارشد می باشد . به هر صورت تصور می کنم اين زمان هم به سرعت خواهد گذشت واز خدامی خواهم که به ما اين امکان را بدهد که قدراين لحضات عمر را بيشتر بدانيم....
صفحه امروز " با معلولين " روزنامه اطلاعات پر از درددل و احساس نگراني نسبت به مسائل معلولان در جامعه است . از مطلبي که من نوشته ام تا آنچه در مورد آموزش به وزارت معلولين افغانستان مطرح شده است و يا مطلبي با عنوان " معلولان را در يابيم " و نيز يک نامه که شايد از آخرين نوشته هاي دوست و همکار عزيزمان " مرحومه سرکار خانم بزرگ نيا " به چاپ رسيده است. آنهم نامه اي الکترونيکي است که ايشان براي سرکارخانم حسيني مسئول صفحه با معلولين فرستاده بودند. سرکار خانم حسيني هم يادداشتي دارند در مورد " انسان شبيه سازي شده و آن غم پنهاني ... " که توصيه مي کنم حتما" بخوانيد....
اخيرا از رئيس محترم سازمان بهزيستي مصاحبه اي در جرائد درج شده بود که متاسفانه نوعي فراموشي در بعد توانبخشي سازمان بهزيستي را از آن مي توانستي بفهمي . اين امر سبب شد تا با توجه به موقعيت زماني بحث و بررسي بودجه کشور و خداي نخواسته جهت گيري هاي انحرافي که در سايه عدم موضع گيري شفاف و صريح در قبال حذف موضوعات توانبخشي و معلولين از صحنه بهزيستي ، ممکن است رخ دهد ، مقاله اي تحت عنوان " مخاطرات يکجانبه گرائي در بهزيستي " نوشتم که امروز در صفحه " با معلولين " روزنامه اطلاعات بچاپ رسيده است . شخصا" اميدوارم چنين حالتي در سازمان پيش نيايد ولي خب بايد مراقب هم بود و تذکر بسيار مهم است که خداوند هم در قران در باره آن تاکيد فرموده و آنرا مايه نفع و بهره مومنان دانسته است.
چندی قبل در خبر ها آمده بود گروهی از سالمندان در آزمون سراسری دانشگاهها موفق شده اند و به دانشگاه راه يافته اند. امروز هم روزنامه جام جم گزارشی از اين مراسم که به همت " فرهنگسرای سالمند " انجام شده بود را به چاپ رسانده است. آنقدر که اطلاع پيدا کرده ام کار اين فرهنگسرا بويژه در زمينه توسعه مراگز روزانه به خوبی پيش می رود هرچند به نظز می رسد شهرداری و نهاد های مردمی و نيز سازمان بهزيستی هم بايد حمايت جدی تر وبيشتری را بعمل آورند....
دیشب گفتم خبرهای جدیدی از بحث شبیه سازی انسان برایتان خواهم نوشت. امروز در خبرها آمده بود که خانمی که مسئول شرکت کلوناید - پشتیانی کننده از هزینه شبیه سازی انسان - گفته است ممکن است نتوانیم امکان انجام آزمایش دی. ان. آ را فراهم کنم و این ممکن است همیشگی باشد. تاکنون هم تصویری از کودک ومادرش منتشر نشده است. همینطور شنیدم که مسئولان آن شرکت در امریکا به دادگه هم فراخوانده شده اند.
اما شاید شنیده باشید که مسئولان این شرکت کلوناید از فرقه ای هستند بنام - رائل - . آنها معتقدند که انسان موجودی است که در کرات دیگر وتوسط ساکنان آن کرات در آزمایشگاه ساخته شده و به بشقاب پرنده به زمین آمده است. پیامبری هم دارند که در سال ۱۹۷۳ ظهور کرده است و شخصی هم ازفضا وبا بشقاب پرنده کتابش را آورده است. سایت ویژه آنان به فارسی هم وجود دارد. گویا در ایران هم پیروانی دارند.
چنانچه مایل باشید در مورد شبیه سازی انسان هم مطالبی به فارسی بخوانید می توانید به سایت - شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران - سری بزنید.
در مورد شبيه سازی انسان چند مطلب بدستم خواهد رسيد که به موقع بازگو خواهم کرد . اگر دوستان هم مطالبی دارند در بخش نظران بفرمايند...
خيلي خسته ام و ناراحت ، حوصله نوشتن هم ندارم. پس بهترين کار اين است که نوشتن وگفتن را بگذارم وبروم تا وقتي ديگر...
به مناسبت سال جديد سايت MSNBC مجموعه ای از عکسهای سال را نمايش می دهد که بسيار جالب هستند...